بهاریه ای برای تو...

 ... و موسی نام تمام پسران ما است

    یاد یار

******

 

پشت این ثانیه های عجول ایستاده ایم

به انتظار تو

دختران لبنان گوشواره ای به رنگ چشمان تو را

منتظرند

و زنان پا به ماه

پسرانی به نام تو را...

چه شکوفه بارانی می شوند درختان زیتون

از پس  سی و دو بهار   

با عبای پرسیبت

آه!

امام سبز چشم

مسیح بالا بلند لبنان

این بهار را

برای آمدن تو

_از پس شهریوران شوم رفته ای که

دامن خود را به

نبودن تو

آلودند

و برای همیشه

ثانیه شمار فروردین  

رجعتت ماندند_

آغاز می کنیم

به نام تو

برای تو

و

با تو .....

/ 9 نظر / 18 بازدید
محمّد نقیان

سلام؛ زیبا بود. امیدوارم هرچه‌زودتر به آغوش مسلمانان برگردند امام صدر. دلم می‌خواد اگه اجازه بدید لینکتون رو در وبلاگم درج کنم. با چه نامی؟ در پناه خدا باشید[گل]

محمّد نقیان

سلامی دوباره؛ خواهش می‌کنم، نقی‌ان و نقی‌نژاد مثل هم هست. بااحترام وبلاگتون رو با نام خودتون به پیوندهام افزودم. جیرجیرک قشنگه. نمی‌دونم تو کدوم کارتنا بود(نیک و نیکو فکر کنم) یه جیرجیرک بود که ویولون می‌زد! در پناه خدا، شاد و سلامت باشید[گل]

محمّد نقیان

سلام؛ به‌روزم و چشم‌به‌راه نقطه‌نظرات ارزشمند شما. "به گوساله‌ها قناعت کردیم موسی که برگردد شاخ درمی‌آورد!" کامیاب باشید[گل]

محمّد نقیان

بهار را به گردن‌ات می‌آویزی میوه‌ی تابستان را برایت پوست می‌گیرم پاییز برایم سوپ می‌پزی و تمام زمستان را در آغوش‌ هم به خواب می‌رویم امّا... سلام؛ با شعری تازه، در انتظار حضور گرم و نقطه‌نظرات گرامی‌تون هستم. شاد و سلامت باشید[گل]

محمّد نقیان

سلام؛ ممنونم از حضورتون. لطف داشتید. بابت اون بیتی که نوشته بودید ممنونم. کاملش رو پیدا کردم و خوندم و لذّت بردم. شما آپ نمی‌کنید؟ در پناه خدا، شاد و سلامت باشید[گل]