اربعین دیدار!

نامش زینب است

یعنی

زینت پدرش!

***

زن آمده بود .

 چهل روز گذشته بود یا  چهل سال

یا

چهل هزاره؟

نمی دانست.

آه! از نبود مرد

آه!

که دنیا را

با همه بزرگیش

چه تنگ و تار کرده بود برای زن

و زمان را باهمه کوتاهیش

چه بلند و نفس گیر !

و آه از این هجران

آه!

زن

 ایستاده بود بر بلندایی

و نگاه می کرد

و سلام می کرد 

به خفتگاه مرد

_ و مردانش _

که بی سر

سر به آسمانها برداشته بود.

و آه از این زیبایی ! آه از این همه زیبایی!

که روایتش را زن برده بود با خود

به همه زمانها

همه زمینها.

و...

 آه از زن!

آه از تنهایی زن!

...

 

 

 

 

/ 2 نظر / 14 بازدید