این یلدای خواهرانه ...

 

خواهرانه ها

......

 

مرجان !

نگاه کن !

آوه !

چقدر شب باریده پشت این پنجره 

چقدر شب نشسته پابه پای من و تو

پابه پای خواهرانگی تو

پابه پای نگاه من

به پای شنیدن تو

به پای گفتن و گفتن و گفتن و....

نگفتنهای تو

مرجان !

نگاه کن !

....

چقدر شب نشسته لای انگشتهایت ...

/ 6 نظر / 22 بازدید
مرجان

می دونی فقط گریه کردم با این پستت...از خوشحالی... از اینکه تو رو دارم...از اینکه تو هستی ...که همیشه آرومم کنی...دوست دارم ...[ماچ]

نرگس

زیبا بود و پر بود از احساس یه احساس کاملا واقعی و بی ریا...

محمّد نقیان

سلام با مختصر شعری به‌روز ام... چشم‌به‌راه نقطه‌نظرات ارجمند شما. در پناه خدا شاد و سلامت باشید[گل]