در آغاز کلمه بود...

 

بیچاره کلمات !

 

ما اشتباه می کنیم

که درهر گفتگوی آشنا

راهمان را بسوی نا آشناترین کلمات

کج می کنیم

تا پشت هر مکالمه

دل دل های بی قرار، نگاههای خالی و گوشهای منتظر را

جا بگذاریم .

حالا اصلاً به درک اینهمه حرف نگفته و نشنیده!

تقصیر آسمان نیست که هوا پس است و

مردمان به هزار راه نرفته فکر میکنند و

کلمات هم ...

آخ از این کلمات!

آخ !

این حرامیان نیمه شبهای اندیشه و نگاه

که راه را بسته اند برما

نه !

اصلاً تقصیر کلمات نیست این همه هم !

که راه را بی چراغ و دل و ره توشه و

بلدی حتی !

به بیراهه می روند....

به بیراهه فرستادیم کلمات را !

حالا هزار سال

حالا هزاران هزار سال است که

پشت این همه کلمات سرگردانِ بی کسِ بی شناسنامه دربدر

این گفتگو راه به جایی نبرده است ...

بیچاره کلمات !

 

مریم رضاییان

 

/ 6 نظر / 28 بازدید
محمّد نقیان

سلام سرکارخانم رضاییان؛ وقت به خیر بسیار لذّت بردم... شاد و سلامت باشید در پناه خدا[گل]

محمّد نقیان

سلام؛ ممنونم. مثل همیشه لطف دارید و کوچک‌نوازی می‌فرمایید[گل]

مهدی ملقب به قدیمی

******************** الهى زنده باشى نازنيم... بخندى از لبانت گل بچينم... فقط يك آرزو دارم و آن هم... غروب چشم هايت را نبينم... [گل][گل][گل][گل][گل][گل] تقديم به تو كه بهترينى... ****************** [گل][گل][گل][گل][گل][گل]

محمد فرخ طلب

تا بیایی دل من آب شده، دیر نکن بی خودی این ور و آن ور نرو و گیر نکن در مسیرت نکند عاشق هر کس بشوی خلق را با دو سه لبخند نمک گیر نکن . . . "بعد از یک سال غزلی از من متولد شد. دعوتید به خواندنش." محمد فرخ طلب [گل]

شهرام زارعي

با عرض سلام و ادب بانوي گرانقدر با احترام به خوانش سروده اي دعوت مي شويد